سرگذشت

دفترچه خاطرات

سرگذشت

دفترچه خاطرات

۲۲۷

ای بانوانی که فکر می کنید چون روزهای سخت کنار مردتون بودید و تا مرد دستش به دهنش رسید مهریه شمارو داد و  « من را به خیر و  تورا به سلامت»  اون مرد بسیار پست و بی جنبه ایه، آیا امکان داره چند لحظه به این فکر کنید که شاید اگه بحث مهریه نبود، تا همینجا هم شما رو تحمل نمی کرد؟ 

در واقع شاید اون جونش به لبش رسیده بود، فقط چون از مهریه می ترسید مدارا کرد و تلاش، برای رسیدن به پول و خلاصی. 

پس یا درهمون سال های فقر توافق کنید، یا منت دوران سخت رو نذارید و بدونید حداقل در سالهای قبل و در تحمل شرایط سخت جفتتون سهیم بودید. عمرتون به یک اندازه به باد رفت، زحمت هاتون به یک اندازه پوچ بود و دوران سختی کمابیش یکسانی  رو گذروندید. 

پ. ن.  در مورد سوء استفاده،  نه همه مردها مثل هم هستن نه همه زن ها.  کلا بشر ذاتا منفعت طلبه.