سرگذشت

دفترچه خاطرات

سرگذشت

دفترچه خاطرات

چند وقتی هست شب ها که می‌خوابم، فکر می‌کنم شب آخره. جالبیش اینه که ناراحت هم نمیشم.

خیلی خسته تر از اونیم که برای این مساله نگران باشم یا تلاشی بکنم

نظرات 1 + ارسال نظر
نبکا یکشنبه 13 خرداد 1403 ساعت 20:08

خیلی ناراحت شدم
قبلا اینطوری نبودین

ممنونم
سن بالا میره و آرزوها دورتر میشن و تحمل کمتر میشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد