ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
اینو یه جایی دیدم خوشم اومد. کسی این رو نوشته بود که، باران ...
حس آشنایی داره! یعنی، خب، خب کاش ...
از اون حرفاست که دقیقا ...
درست مثل آن که جنازه ی کارگران معدن را از خاک بیرون بکشی تا دوباره به خاک بسپاری ...
اگرچه به ظاهر چیزی میان ما تغییر نخواهد کرد
اما اصرار دارم که بدانی "دوستت دارم"
لعنت بهش
فکر کردم اشتباهی اومدم!
" اصرار دارم که بدانی دوستت دارم" عجب جمله ایه واسه خودش.
دیر به دیر میای اینجوری میشه!
مبارکه.
خیلی عجیبه واقعا. مخصوص بحث های قدیمیه ...
عه یعنی چی روشنه؟؟
عوض نکنی قالب رو.
خیلی هم خوبه.
با اون یکی همه ش آدم یاد گریه کردن میفتاد
گریه خوب نیست اما یاد گریه خوبه!
درهم نوشتای جاااالبی بود. قالب جدیدتونم مبارک. خیلی روشن و نونواره. قبلی یکمی دلگیر بود.
درهم نوشت نبود! همش یه موضوع بود.
ممنون. یکم زیادی روشنه
اگر چه به ظاهر چیزی میان ما تغییر نخواهد کرد
اما اصرار دارم که بدانی " دوستت دارم".
لعنت بهش
این آخری
این آخری داغون میکنه آدمو
کدوم آخری؟