سرگذشت

دفترچه خاطرات

سرگذشت

دفترچه خاطرات

مثل من، مثل ما

مردی که نمی‌توانست پایان زندگی موقت خویش را پیش‌بینی کند، نمی‌توانست هدف نهایی را نشانه بگیرد.

او دیگر نمی‌توانست برخلاف زندگی طبیعی دیگران، برای آینده زندگی کند. به همین دلیل بود که ساخت کلی زندگی درونی او تغییر می‌کرد

... آنها از نوعی مرحله دگرگونی ویژه ای که ناشی از وضع نابسامان یک دوران زندگی آنها بود، رنج می‌بردند...

 در اردوگاه، زندانی یک واحد زمانی مثلا یک روز را ساعت به ساعت با شکنجه سپری می‌کرد. و خستگی پایان ناپذیز به نظر می‌رسید. واحد زمانی طولانی تر، مثلا یک هفته، به سرعت می‌گذشت. در اردوگاه یک روز درازتر از یک هفته به نظر می‌رسید. 


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد