سرگذشت

دفترچه خاطرات

سرگذشت

دفترچه خاطرات

هرچند دیر، هرچند کوتاه

بالاخره توی یکی از مراسم کردها تونستم باشم.

انقدر لذت بردم که غرق بشم توی حس هایی که نه مشابه داشت برام، نه قابل توصیف بود. و طبق معمول این ححم از احساس از چشمام زد بیرون

بهشت میتونه شبیه اورامانات باشه، من راضیم