سرگذشت

دفترچه خاطرات

سرگذشت

دفترچه خاطرات

گاهی


گــاهـی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود…

گــه با دو صد مقدمه ناجور میشود…

گــاهـی برای خنده دلم تنگ میشود

گــاهـی تمام این آبی آسمان ما
یــکباره تیره گشته و بی رنگ میشود…


گــاهـی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هــرچه زندگیست دلت سیر میشود…

نظرات 2 + ارسال نظر
Baran چهارشنبه 18 بهمن 1402 ساعت 09:34

خیر باشه ان شاءالله،...
پ.ن
من سه بار این پست تونُ خوندم.و هر بار خیر خواستم...

ممنونم
امیدوارم دعای شما جواب بده

خانوم ف سه‌شنبه 17 بهمن 1402 ساعت 23:31 http://khanomef.blogsky.com

ای لعنت به باعث و بانی ش ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد