-
هرچند دیر، هرچند کوتاه
جمعه 29 اردیبهشت 1402 11:18
بالاخره توی یکی از مراسم کردها تونستم باشم. انقدر لذت بردم که غرق بشم توی حس هایی که نه مشابه داشت برام، نه قابل توصیف بود. و طبق معمول این ححم از احساس از چشمام زد بیرون بهشت میتونه شبیه اورامانات باشه، من راضیم
-
مثل من، مثل ما
شنبه 23 اردیبهشت 1402 11:11
مردی که نمیتوانست پایان زندگی موقت خویش را پیشبینی کند، نمیتوانست هدف نهایی را نشانه بگیرد. او دیگر نمیتوانست برخلاف زندگی طبیعی دیگران، برای آینده زندگی کند. به همین دلیل بود که ساخت کلی زندگی درونی او تغییر میکرد ... آنها از نوعی مرحله دگرگونی ویژه ای که ناشی از وضع نابسامان یک دوران زندگی آنها بود، رنج...
-
احترام
چهارشنبه 30 فروردین 1402 17:27
داری به من احترام میذاری، احترام بعضی وقتها بدترین نوع خشونته
-
عادت
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:16
اکنون اگر کسی در مورد حقیقت گفته داستایوفسکی بپرسد که می گفت "بشر موجودی است که میتواند به همه چیز عادت کند"؛ پاسخ خواهیم داد "بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو می گیرد؛ اما نپرسید چگونه"
-
او که رفت
چهارشنبه 16 فروردین 1402 09:18
گفت زود برمیگردیم دوباره بغلم کرد و گفت این یکی جای بقیه بچه ها احساس کردم گردنم خیس شد. همان جا از هم جدا شدیم مگر میشود فراق و جدایی را با یک بوسه و نم اشک نوشت؟ که من نوشتم
-
خدا رو چه دیدی
دوشنبه 10 آبان 1400 08:43
-
شگفت انگیز
دوشنبه 26 مهر 1400 21:02
مهربون باشیم، با هرکس که درگیر نبرد سختیه
-
مرگ
شنبه 16 مرداد 1400 15:52
-
صیانت
چهارشنبه 6 مرداد 1400 15:15
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 تیر 1400 07:43
با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم با من بخوان تا در هوای تو شب را سحر کنم بسیار زیباست این اثر، کاش مخاطب داشت
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 تیر 1400 10:17
دلم میخواست که ...
-
مخاطب گم شده است!
یکشنبه 6 تیر 1400 17:11
ای قطرههای باران! ای جویبار آرام! ای رودهای سرکش! وی بحر بیکرانه! سرگشته و ملولم در دشت خاطر خویش آیا شما ندارید زان بینشان نشانه؟
-
برهوت
یکشنبه 6 تیر 1400 16:34
-
حداقلی
شنبه 5 تیر 1400 16:48
-
راه بی بازگشت
پنجشنبه 3 تیر 1400 11:34
-
چشم انتظار
شنبه 22 خرداد 1400 15:24
-
هدیه
یکشنبه 16 خرداد 1400 11:39
عمه سیس پیرزنی مهربان و با محبت بود و هدیه ای به ما میداد که هنوز خیلی جوان بودیم تا آن را بفهمیم. ما را از گذشتهها پر میکرد، گذشته ما، گذشته خودش، گذشته پدر و پدربزرگ
-
آدم خوب
جمعه 14 خرداد 1400 18:09
-
مافیا
جمعه 14 خرداد 1400 17:40
-
بغض و لکنت
چهارشنبه 12 خرداد 1400 21:29
این لکنت و بغض آخر سخنرانی... انگار بغض و لکنت همه ماست که سالهاست در گلویمان گیر کرده و نه می ترکد و نه خلاصمان می کند. بغض و لکنت تلخ و دردناک مایی که هر چه می رویم به مقصد نمی رسیم. بغض و لکنت مایی که جهانمان شبیه اسیر پشت میله های زندان است. بغض و لکنت مایی که هر جا نوری می بینم به امید یافتن چراغ کفش ها را به بغل...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 خرداد 1400 17:05
-
عجایب
چهارشنبه 5 خرداد 1400 23:35
یادم باشد خوانده ام ... توی این دنیای خر تو خر و هرکی به هرکی، فقط احمق ها از چیزی تعجب می کنند.
-
مستور
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 23:19
هر وقت کتابی ازش میخونم، پرت میشم توی نوجوونی و جوونی. توی خودم، قبل از تهاجم تغییر. دلم میخواد عاشق شم. با همون تعریف، با همون حس، با همون حال پ. ن. چقدر خوبه بدونی یکی مثل تو فکر میکنه!
-
حرف
شنبه 25 اردیبهشت 1400 22:35
حرف ها مثل سطل می مونند که باهاشون غم رو از چاه دل می کشند بیرون
-
برگشت
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1400 00:32
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت پ. ن. بد جور
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 آذر 1399 16:25
بیمار خنده های توام ...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 آذر 1399 11:10
-
دیوانه
یکشنبه 9 آذر 1399 14:58
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 آبان 1399 15:19
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 آبان 1399 00:08
وقتی با شیطان میرقصی، هر لحظه منتظر قطع شدن آهنگ باش